زیبایی شناسی گرافیست


Spread the love

از آنجا که هنر مبتنی بر شناخت زیبایی وآفرینش زیبایی است ، خلاقیت ، ابداع و آفرینش یک اثر زیبای هنری ، جز با مفهوم شناخت جمال وزیبایی شناسی میسر نمی شود . با بیان زیبای واقعیت ها ونیز بیان واقعیت های زیبا وگاهی خلق زیبایی ها وظرافت هایی که حتی وجود خارجی ندارند وبه چشم سر نیز نمی توان آن ها را مشاهده کرد ، هنر از مرحله ی تقلید از طبیعت هم فراتر می رود .
این گونه است که همه ی هنرها ، کمال خود را از یک زیبایی آرمانی می گیرند ؛ این زیبایی از آن چه در طبیعت یافت می شود ، بالاتر است . یک شی تا زمانی که نوعی نظم ، انسجام ، تقارن ، توازن، هماهنگی وتناسب بین اجزاء آن نباشد ودر پدید آمدن آن ، حساب ، دقت وملا حظات ظریفی انجام نگرفته باشد ،زیبا به نظر نمی آید .
انسجام وتوازن در یک دست نوشته زیبا ، آن را از دست نوشته ای که با خط بد نوشته شده است ، ممتاز می کند . در خطوط منقش ونقش های مکرر یک محراب تقارن وتوازن ، توزیع رنگ ، خط وسطح های متناسب ومکرر را مشاهده می کنیم . آیا تکرار موزون ، زیبایی آفرین نیست ؟ آیا هماهنگی اجزاء یک شکل ، حس زیبایی شناسی وزیبایی جویی ما را ارضا نمی کند ؟ طبیعت زیباست ؛ جمال درمتن وجود وچهره ی هستی پخش شده است ؛ گاه در یک لحظه ، روح انسان با روح هستی رابطه برقرار می کند واین دو جذب یک دیگر می شوند وزیبایی در وجود انسان جای می گیرد واو را به خود می کشد .
انسان خود ، زیباترین آفریده ی خداوند است وخداوند عالم را در زیباترین صورت ممکن آفریده ودر آن صورتگری کرده است : ((هوالله الخالق الباری المصور له الاسماء الحسنی )) (حشر/۲۴) وشما را او تصویر کرد وصورت بخشید وبه بیان دیگر ، صورت شما را خلق کرد ؛ آن هم نه به هر صورتی بلکه به زیباترین صورت ها ، ((خلق السموات والارض بالحق وصورکم فاحسن صورکم )) (تغابن / ۳) یعنی ، شما را در بهترین وزیباترین صورتی که برتر از آن ممکن نیست ، آفریده است . حال ، انسان که خود برترین وزیباترین آفریده خداوند است ، به طریق فطری به دنبال زیبایی است وهنرمند نیز معانی را در بهترین صورتی که برای او امکان دارد ، ایجاد می کند .
به تعبیری،مفهوم تربیت هنری که به هنرخلاق مربوط می شودومی تواند به فرایندرشد تیز بینی سرعت ببخشد وحساسیت فرد را نسبت به زیبایی افزایش دهد.
در طبیعت ، هزاران نوع زیبایی وجود دارد . شاید گروهی از افراد ، فقط از گل ، بوی خوش را درک کنند ؛ در صورتی که کسانی که چشمشان زیبایی را درک می کند ، زیبایی گل را بیش از بوی خوش آن درک می کنند وبرای آن اهمیت بیشتری قائل اند . ما در طبیعت محسوس با هزاران نوع زیبایی روبه رو هستیم؛ زیبایی گل ها ، درخت ها ، کوه ها ، آسمانی که بالای سر ماست ، سپیده دم ، طلوع آفتاب ، شفق و….
علاوه برحس بینایی، هر یک از حواس ، نوعی از زیبایی را درک می کند . اساسا مصداق خوب در هر حس ، درک زیبایی توسط آن حس است ؛ خوب از منظر حس بینایی ، یک منظره ی زیبا ، از منظر حس شنوایی صدایی زیبا ، از منظر حس لامسه ، لمس کردن بافتی زیبا ، از منظر حس چشایی ، یک مزه ی مطبوع ، واز منظر حس بویایی یک بوی خوش است . همان طور که استاد مرتضی مطهری درکتاب ((اهتزاز روح )) اشاره کرده است ، بیشتر مردم ، زیبایی های محسوس را درک می کنند اما زیبایی های نا محسوس ومعنوی بسیاری نیز وجود دارد که به قوه ی خیال انسان مربوط می شود .

زیبایی ها، چه آن ها که در نمایشگاه طبیعت اند وچه آن ها که محصول فکر وذوق انسانی اند ، از دیدگاه اسلام محبوب ومطلوب اندوهمه ، مستند به خدا هستند . آیه های متعددی در قرآن مجید زیبایی ها را به خدا نسبت می دهند وحتی محروم ساختن مردم از زیبایی ها را نکوهش می کنند : (( قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده …))(اعراف/۳۲) در این آیه کلمه ی اخراج بیانگر این نکته است که خداوند در قرآن مجید زیبایی های محسوس ، معقول ومعنوی را تذکر می دهد وآن ها را در برابر دیدگان سروجان انسان، به تصویر می کشد . پس از اولین قدم ، آشنا کردن کودکان با زیبایی های محسوس موجود در طبیعت باعث شادی وآماده شدن آن ها برای شناخت زیبایی ها ی معقول ومعنوی می شود ؛ در نتیجه ، کودکان می توانند یافته های خود را به زیباترین شکلی که برایشان امکان دارد ، درآثار خود نمد بخشند . بر این اساس ، آشنا کردن کودکان با زیبایی ها وتوجه به طبیعت به عنوان یکی از آیات ونمونه های زیبایی ، اهمیت دارد وباعث تقویت حس زیبایی شناسی وزیبا دوستی در آن ها می شود وآن ها را از زشتی ها دور می کند .


ارسال نظر